Friends ( 65 )
divo0oneye divo0oneha
divo0one
سکوت
sokoot01
asal368
armin taaaaaa
armin24
sara
seshish
محمد رضا شاداب
khodemoni
گلزار
golzar68
هستی عامری
hastijoon
<<<<<Ali>>>>>               m/
ali-die...
sagharrr
سوگند
sogand27
مریم
divan
mohammad mydonya
mydonya
fariba
avinaar
bahare h.g
sOoOli
سعیده
saeedeh
mohammad ali
mamally
محمد سيف
mdsf
iman
iman2002
ایمان سعادت *  لقب از بچگي *
neon
mostafa azari rad
bomb
sasal sasali
sakoolma
ali doosti
alitt
reza farhadian
banderas
atena amiri
atena68
sara
sorna
سعيد نيكبخت
saeedni...
sahel
daryaa
jamal  sadeghi
mojtaba...
setareh lovely
roksana
 وحيد      رحيمي.... =......فاميلي مستعا
vahid_k...
هادی افتخاری
hadipal...
ali
ALI1372
دفتر مهمان

sue

عید قربان مبارک.


خدایا
تو نه چناني كه منم، من نه چنانم كه تويي
تو نه بر آني كه منم، من نه بر آنم كه تويي
من همه در حكم توام، تو همه در خون مني
گر مه و خورشيد شوم، من كم از آنم كه تويي

Dec 08 ,2008

sue

تنها کسی که بی منت تو را حفظ میکند خالق مهربان است...

Dec 02 ,2008

golzar68

سلااااااام

Nov 29 ,2008

sue

ده اندرز از اورت . دبلیو . لرد
خودت باش. صفات مطلوب را در خودت ایجاد کن.
هشیار باش. در هر فرصت، احساسات خود را بیان کن.
مثبت باش. هدف های خود و راه رسیدن به آن ها را مشخص کن.
منظم باش. قدم های خود را یکی یکی بردار.
پشتکار داشته باش. مسیر خود را از دست مده.
اهل علم باش. شغل خود را بیشتر بشناس.
منصف باش. با دیگران چنان رفتار کن که می خواهی با تو رفتار کنند.
معتدل باش. از افراط و تفریط بپرهیز.
اعتماد به نفس داشته باش. مطمئن باش که ضعیف نخواهی شد.
اهل عمل باش. مغز خود را بیش از جسم خود به کار بگیر.

Nov 27 ,2008

sue

زندگی به مرگ گفت:
زندگی به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ی تو گریه ی من است ؟ مرگ حرفی نزد!!! زندگی دوباره گفت : من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی مرگ ساکت بود زندگی گفت : رابطه ی من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا ؟ اما مرگ تنها گوش می داد زندگی فریاد زد : دیوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟ و مرگ آرام گفت : تا بفهمی که تو و دیوانگی و عشق و حسرت چه بیهوده اید...

Nov 25 ,2008

sue



عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

Nov 25 ,2008

monfared

یاد عشق پاکت و چشمان مهربانت، تمام وجودم را فراگرفته. قلبم تو را میخواهد ودیگر هیچ طاقتی برایم باقی نمانده، دلتنگ دیدار تو هستم.
چشمانم همیشه تو را از آن دور دستها میطلبد اما اشکهایم مجال نمیدهند دوردستها را ببینم، شاید میدانند که نیستی، ولی چه کنم که قلبم تو را میخواهد...
آه عزیزم، افسوس، افسوس که وجود مهربانت را کنارم احساس نکردم آن زمانی که در لحظه لحظه زندگیم، سرشار از عشق کنارم بودی. اما این را بدان که زیباترین لحظه هایم را در کنار تو بودم و هرگز فراموشت نخواهم کرد.

Nov 22 ,2008

vahid_king

salam be shoma
doste khobam
omadam 1 sari bezanam
هرچي درزدم درو باز نكردي
خونه نيستي كه
باشه دفعه بد ميام

Nov 20 ,2008

baranebarfin

پنهان کردنِ احساساتت ، بزرگترین خیانت است ؛ به خودت و همه ی آنهایی که دوستشان میداری یا نمیداری.

Nov 12 ,2008

monfared

salammmmmmmmm

Nov 04 ,2008

mydonya

سلام گلم خوبی

Nov 03 ,2008

shokolateshiri

kheyli sakhte k bebini y ahoo asire panjehaye ye shir shode vali kheili sakht tare ke bebini ye shir asire cheshmaye ye ahoo shode

Nov 03 ,2008

anastazia

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!


چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!


چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!


چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

Nov 03 ,2008

sue

salaaaaaaaaaaam dadashe golam.
khubi ?
belakhare oomadi???
chera shirni peyda nashood?????
man shirni mikham!!!!
yani to teh shirni foroshi nadarin?
man be shokulam raziyam !!!
dadashi shirni mano nadadi ,manan hadiyeye tavalodetoo nemidam!!! az dastet raft!!
moraghebe khudet bash.
movafagh,salem va shad bashi.

Oct 28 ,2008

sue

واقعا که عجب روزگاریه !!!!
یکی خوابش سنگین میشه تخت میشکنه
بعد که از خواب میپره دستش میشکنه
فرداش از مرحله پرت میشه پاش هم میشکنه
میزنه به سرش سرش هم میشکنه
همون یارو خودش رو میزنه به اون راه گم میشه
کلی اعصابش خوردمیشه نوار خالی گوش میده
یه هو می خوره زمین تا خونه سینه خیز میره
یه روز میخوره به شیشه میگه عجب هوای سفتی
روز بعد میخوره به دیوار کمونه میکنه
فرداش باز میخوره به دیوار میگه ببخشید
پس فرداش باز میخوره به دیوار وای میسته پلیس بیاد
دوپینگ میکنه برا اینکه کسی نفهمه آخر میشه
میره تظاهرات می بینه شلوغه برمیگرده
میره لایه اوزون رو میدوزه میمونه اون ورش
میره پشت بوم می خوابه سردش میشه در پشت بوم رو میبنده
سوار اتوبوس میشه از یه دختره خوشش میاد پیاده میشه شماره اتوبوس رو ور میداره
بعد از این همه اتفاق بی هوا از خونه میره بیرون خفه میشه
زندگی سختی داشته ها نـــــــــــــــــه!؟

Oct 28 ,2008

monfared

salam mohammad reza jon, khubiii??
kojaii dustammm???

Oct 26 ,2008

kimia

سن اش زياد نبود . صورتش كك و مكي بود و قدش در حدود دو متر . موهاي زردي داشت كه هميشه باعث مورد تمسخر قرار گرفتن ديگران مي شد .
مادرش براي نگه داري و تامين مخارجش معمولا شب ها را كار مي كرد . گاها مي شنيد كه به او حرامزاده مي گفتند ولي او معني اين جمله را نمي دانست . مي دانست كه مادرش عطر ندارد ولي هميشه بوي عطر مي دهد ! يك بار كه از مادرش پرسيده بود حرامزاده يعني چي ؟ مادرش گريه كرده بود و او مي دانست كه نبايد به كسي اين جمله را بگويد ، چون مادرها با شنيدن اين جمله گريه مي كنند و او دوست نداشت كه هيچ مادري گريه كند . او عاشق مادرش بود . مادرش صبح ها برايش نان و كره درست مي كرد و شكر رويش مي پاچيد و او مي خورد . او عاشق لقمه هايي بود كه مادر در دهانش مي گذاشت . عصر ها مادر برايش كتاب كودكان مي خواند و او خود را جاي ******** من و بت من مي پنداشت و مي دانست كه روزي ******** من مي شود . زمستان رسيده بود . مي دانست مادرش شب ها از سرما در بيرون خانه مي لرزد . دوست داشت كاري بكند ولي نمي دانست چه كاري . معني فكر كردن را نمي دانست و گر نه حتما براي مادرش كاري مي كرد . يك شب كه مادرش نبود ، پليس به خانه آنها آمد و او را با خود برد . خارج از شهر ، زير يك پل ، جسدي بود كه او بايد شناسايي مي كرد . وقتي ملحفه را از روي جسد كنار زدند ، مادرش را عريان ديد كه سياه شده بود . پليس از او پرسيد كه جنازه را مي شناسد و او فقط گفته بود : مادر . كنار جسد چوبي ديده مي شد كه مادر را با او زده بودند .
شنيد كه پليس ها مي گويند : اين هم يك مورد ديگه . احتمالا يارو پول نداشته و درگير شدند و ... او نمي دانست درگير يعني چي .
پليس او را با ماشين به جايي برد كه همه بچه بودند . ديگر خبري از نان و شكر نبود و او خيلي دوست داشت بداند نوانخانه يعني چي ؟ چهره عريان مادر هميشه جلوي نظرش بود . دوست داشت لباسي گرم براي مادرش تهيه كند . در زمستان سال بعد ، يك روز كه پرستاري براي سركشي به اتاقش آمده بود او را آويزان از طنابي ديد بود كه كيسه هايي را هم در دست داشته بود . پرستارها گفتند : يك خودكشي موفق ديگر !
وقتي او را پايين آوردند و در كيسه هايي كه در دستانش بود باز كردند ، هزاران لباس را ديدند كه او براي مادرش جمع كرده بود و هيچ پرستاري تا به امروز نفهميد كه او خود را كشته بود تا براي مادرش كيسه لباسهاي گرم ببرد تا مبادا مادر عريانش سرما بخورد . او عاقبت توانسته بود كاري براي مادرش بكند .

Oct 26 ,2008

morvarid007


بهش گفتم عشق کشکه ..
اون هم گفت زندگی آشه ، آش هم که بدون کشک مزه نداره ...



Oct 24 ,2008

sue

هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد . بزرگمهر بختگان

Oct 24 ,2008

sue

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی داخل یک چاه بدون آب مي افتد . کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از داخل چاه بیرون بیارورد . برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد ، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زود تر بمیرد و زیاد زجر نکشد . مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکاند و زیر پايش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می آمد سعی میکرد بر روی خاک ها برود . روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و بیرون آمد .
نتیجه : مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو انتخاب داریم . اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود .

Oct 23 ,2008

monfared

یادت می آید، داستان زندگیم را...
متن آن وجود تو و پایان آن نبود تو.
تو نیستی...
پس چرا این داستان پوچ، پایان نمیابد!!
عزیزم، خسته و دل شکسته ام.
زندگی بدون تو برایم معنایی ندارد.
عشق پاکم، تنها با یاد تو زنده ام و قلبم برای دیدن دوباره تو میتپد.
حتی برای لحظه ای از قلبم بیرون نمیروی، دوستت دارم.

Oct 22 ,2008

asal368

سلام اينجوري كه نوشتي 9 روز ديگه تولدته از همين الان پيشا پيش تولدتو تبريك ميگم باي...

Oct 22 ,2008

monfared

salam dustammm, khubiii??
khabari azat nistttt, kojaiii??

Oct 20 ,2008

sue

خوشبخت ترین فرد کسی است که بیش از همه سعی کند دیگران را خوشبخت سازد

Oct 18 ,2008

princess

زندگی؛
جیره مختصری ست...
مثل یک فنجان چای،
و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند،
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد...

Oct 14 ,2008

saeedeh

من که باورم نمیشه
تو نباشی عشق نباشه گل نباشه
پشت پنجره نباشی
دلم از دلم از دلم از دلت جدا شه
من که باورم نمیشه
تو نمونی تو نباشی من نباشم
مگه میشه تو نمونی من نمیرم زنده باشم
من که باورم نمیشه
بردن اسم تو از یاد
آخه حس عاشقی رو دستای تو یاد من داد
زیر سایه ی تو بودم
از گذشته تا همیشه
من و جا نذار تو دادا
آخه باورم نمیشه
من که باورم نمیشه
من که باورم نمیشه
تو نباشی عشق نباشه گل نباشه
پشت پنجره نباشی
دلم از دلم از دلم از دلت جدا شه
من که باورم نمیشه
تو نمونی تو نباشی من نباشم
مگه میشه تو نمونی من نمیرم زنده باشم

من که باورم نمیشه
بردن اسم تو از یاد
آخه حس عاشقی رو دستای تو یاد من داد
من که باورم نمیشه
بردن اسم تو از یاد
آخه حس عاشقی رو دستای تو یاد من داد

Oct 14 ,2008

sue

یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه! نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون...

Oct 14 ,2008

mdsf

سلام داشي
خوبي ايشالله؟
چي شده داشي؟
ديگه من رو تحويل نميگيري؟
براي همه كامنت ميگذاري
ولي اصلا به من سر هم نميرني
اينه رسم دوستي؟؟؟؟
ايشالله هميشه موفق باشي
شما را جهان افرين ياد باد

Oct 13 ,2008

mehran2am

آبستنيم
در اندرون ِ ما
كودكي پيوسته زار مي زند
در رستوران ها
در اجلاسيه ها
در تخت خواب ها.
گاهي كه خيلي جدي مي شويم
در بحث ها و مجادله ها
دستان كوچكي از درون
دل و روده ي ما را چنگ مي زند
گليم حرف باف شاعران
به پشيزي نمي ارزد
تلخ مي شود دهان روح
به وقت بيان حرف هاي بي معني
كتمان كنيد چون عروسان ِ نو شكم ِ بي خدا
اما اين يكي جز با مرگ زائو كورتاژ نمي شود

Oct 13 ,2008

sokoot01

الهي خنده هات از ته دل / گريه هاي از سرشوق و هيچ غروبي برات با غم نباشه

فعلا
باي

Oct 12 ,2008

sokoot01

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم فراموش نشدنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی !

Oct 12 ,2008

sokoot01

نميدونم چرا حرف I (من) , (تو) u در حروف انگليسي اين همه از هم فاصله دارن .ولي امروز يه جا رو پيدا کردم که پهلوي هم هستن هميشه..ميدوني کجا ؟؟ روي صفحه کليد کامپيوتر

Oct 12 ,2008

sokoot01

عبادت بعضي از ما مانند شيطنت بچه هايي است كه در مي زنند و فرار مي كنند

Oct 12 ,2008

sokoot01

به انسانها بيش از استحقاقشان محبت کنيد تاخداوند از پشت چشمان تو به آنها لبخند بزند

Oct 12 ,2008

sokoot01

سلام کليد رابطه هاست.آنکه اين کليد را گم کند در تنهايي وحشتناک و شکننده اي مي ماند.

Oct 12 ,2008

sokoot01

خداوند عز و جل ميفرمايد: بنده ي من:هنگامي که نمازميخواني چنان به تو گوش ميدهم که گويي يک بنده دارم.وتو چنان ازمن غافلي که گويي چندين خدا داري.

Oct 12 ,2008

sokoot01

انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته . بنگر به طرف کدام يک مي روي .
دکتر شريعتي

Oct 12 ,2008

sokoot01

شاد كردن قلبي با يك عمل ، بهتر از هزاران سر است كه به نيايش خم شده باشد ! "گاندي

Oct 12 ,2008

sokoot01

انسان هنگامي كه ميل به اوج‌گرفتن را حس مي‌كند، هرگز راضي نمي‌شود لنگان‌لنگان راه برود. "هلن كلر"

Oct 12 ,2008

sokoot01

سرنوشت انسان را ، تنها محبت معلوم می کند و بس … (شکسپیر)

Oct 12 ,2008

sokoot01

مردم اغلب تنهایند زیرا به جای پل دیوار می سازند

Oct 12 ,2008

sokoot01

هیچ وقت نمی توانید با مشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشارید

Oct 12 ,2008

sokoot01

خدا به انسان دو چشم ولي يك زبان عطا كرده است تا دو برابر آنچه را كه مي گويد به چشم ببيند (ادموند گولدين)

Oct 12 ,2008

sokoot01

عاشقي مايه ي درد است ، چه هجران چه وصال ، خسرو از عشق جدا نالد وفرهاد جدا

Oct 12 ,2008

sokoot01

ز همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است.

Oct 12 ,2008

sokoot01

خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد.
او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.
او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد

Oct 12 ,2008

sokoot01

اگر ما نبودیم.........شیطان هنوز آسمان نشین بود .....

شیطان را ما بیچاره کردیم ....

Oct 12 ,2008

sokoot01

فراتر از بال

فراتر از خيال

فراتر از عشق

كجاست آن جا كه در من است

كجاست او كه با من؟

نمي‌يابمت تو را در آن‌جا

دلم بهانه مي‌گيرد

تو را كه در اين‌جايي

تو هم بهانه مي‌گيري مرا

تو هم دست خالي برگشته‌اي

و ما از تهيدستي دلهامان

براي هم گلايه مي‌كنيم


Oct 12 ,2008

behnam19

ghorbon u.

Oct 12 ,2008

mo30

نمیدانم...

من نمیدانم
- وهمین درد مرا سخت می آزارد -
که چرا انسان ، این دانا
این پیغمبر
در تکاپوهایش :
- چیزی از معجزه آن سو تر -
ره نبرده است به اعجاز محبت
چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد
که هنوز
مهربانی را نشناخته است ؟
و نمیداند در یک لبخند ،
چه شگفتیهایی پنهان است
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن - به خدا - سهل ترین کارست
و نمیدانم
که چرا انسان ،
تا این حد ،
با خوبی
بیگانه است
و همین درد مرا سخت می آزارد

Oct 12 ,2008

seshish

are dg!!!

Oct 12 ,2008

morvarid007


فکر نکن وقتی ازت دورم یعنی فراموشت کردم ..

نه ...

دارم بهت فرصت می دم تا دلت واسم تنگ شه !!

تنگ شد !؟



Oct 12 ,2008

seshish

salaaaaaaaaaaaaaam
dadashe golaaaaaaaam
chetori?
man khoobam
are khosh migzare jat khali!!!

Oct 11 ,2008

bek

رشته های مخصوص اقایون:
مخ زدن دختر بسیجی در 10 ثانیه 2 تحمل 10 دختر سمج در 60 ثانیه 3 دوی استقامت در حیاط مدرسه دخترانه 4 رقابت با دخترها در رشته چونه زدن و پر حرفی پشت موبایل و تلفن(سنگین ترین رشته که اغلب اقایون انصراف می دن) 5 ناز کشی دختر( می دونم خیلی سخت

Oct 11 ,2008

melanie

saaaaaaaalam
mec sar zadi
dame daset garm
sooq sooq

Oct 11 ,2008

sasymankan

salam

Oct 11 ,2008

zarrinkhanoom

in zarbolmasale jadide tolide khodame yani hame midonan gol khobe khoshgel o ....... pas niazi be tarif az khodam nist ok?

Oct 11 ,2008

helia

bale! tnx for cm

Oct 10 ,2008

bek

مي خواستم اگه امکانش هست اگه ميشه . بدون رو دربايستي ازتون نظر خواهي کنم. ببينم که آيا شما با من زير يک سقف ، زير چتر محبت ، زير سايه مهرباني ، منچ بازي مي کني يا مار و پله ؟!!

Oct 10 ,2008

neon

agha man 9karim. agha ma 4kerim . agha ....... ma doosetoon darim

Oct 10 ,2008

sue

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم منو بده...“ دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“ دنیا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“!!
دکتر وین داير

Oct 10 ,2008

sue

ميگن سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:زمان، کلمات و موقعيت ها.سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:آرامش، اميد و صداقت.سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:رؤيا ها، موفقيت و شانس.سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.سه چيز در زندگي يک انسان را مي سازند:تلاش، اخلاص و موفقيت.سه چيز در زندگي يک انسان را نابود مي کنند:مشروب، غرور و خشم

Oct 10 ,2008

seshish

saleeyn!!!
chetori?
khoofi?????

Oct 09 ,2008

p0oo0ya

سلام دوست من وبلاگم آپدیت شد ایندفه چندتا زنگ واسه موبایل گذاشتم که تو سبکه کلاسیکه
پیشنهاد می‌کنم از دستش ندی روی لینک زیر کلیک کن
http://www.p0oo0ya.blogfa.com

Oct 09 ,2008

arashk2

har vaght omadi bia yahoo karet darm

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

مي خواهم امشب از ماه قول بگيرم
كه هر وقت دلم برايت تنگ شد
در دايره حضورش تو را به من نشان دهد

مي خواهم امشب با رازقي ها عهد ببندم
هر وقت دلم هواي تو را كرد
عطر حظور مهربان تو را با من هم قسمت كنند

مي خواهم امشب با درياي خاطره ها قرار بگذارم
كه هروقت امواج پر تلاطم يادها خواستند قايق احساس مرا بشكنند
دست اميد و آرزوي تو مرا نجات دهد

مي خواهم امشب با تمام قلب هايي
كه احساس مرا مي فهمند و مي شنوند
پيمان ببندم كه هر وقت صداي قلب بي قرار مرا هم شنيدن
عشقم را سوار بر ضربانهاي بي تابي به تو برسانند....


دلم برات تنگ شده........!

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

ماه من غصه چرا ؟


تومراداری ومن

هرشب وروز

آرزویم همه خوشبختی توست!

ماه من!دل به غم دادن واز یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست که خدارادارند...

ماه من!غم واندوه اگر هم روزی مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات ازلب پنجره عشق زمین خورد وشکست

بانگاهت به خداچتر شادی واکن

وبگو بادل خود که خدا هست خداهست!

ماه من!

غصه اگر هست بگو تاباشد!

معنی خوشبختی

بودن اندوه است...!

این همه غصه وغم این همه شادی وشور

چه بخواهی وچه نه!میوه یک باغند

همه راباهم وباعشق بچین ...

ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند سبزاه زاری است پر ازیاد خدا

ودر آن باز کسی می خواند

که خدا هست خداهست

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

ساده بگویم

نگاه زاده ی علاقه است

اگر دو چشم روشن عشق به تو نگاه کند

دیگر تو از آن خود نیستی

زمان می گذرد

زمانه نیز هم

کودک می شوی

جوان هستی و جوانی نمی کنی

می گذری

پیر می شوی

می مانی

باز هم در پی گمشده ای هستی که ..

.. با تو هست و ..

.. نیست..

باز در پی آن علاقه ی پنهان

آن نگاه همیشه تازه ی هستی

باز آن دو چشم روشن عشق را

در غبار بی امان زمان

جستجو می کنی

غافل از آن که

او دیگر تکه ای از تو شده

سایه ای خوش بر دل تو

گوشه گوشه ی این دل خراب... سرشار از عطر نگاه توست... "عزیز دل"

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

عشق من شعر و شراب عشق تو نقش بر اب عشق تو يک گل زرد دستايي که سرد سرد عشق من مثل جنون ابي رنگ اسمونه مثل يک ماهي به درياست عشق من ببين چه زيباست

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

*)خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من*ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.

*)مرا از چه می ترسانی؟؟؟که سالهاست تنهایم و به تنهایی مانوس.تا ابد میخواهی بروی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟برو.ملالی نیست.

*)میدونی که چه موقع می فهمی دنیا دو روزه؟؟؟؟وقتی که اونی که دوستش داری بهت بگه تا اخر دنیا باهاتم!!!

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد؟
قسم به شب نمی دانم

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

اری اغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم.

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

عاشقان کشتگان معشوق ان
بر نیاید ز کشتگان آواز

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

آرزویم اینست :

نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از

شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تو را میخواهد

و به لبخند تو از خویش رها میگردد

و تو را دوست بدارد، به همان اندازه

که

دلت میخواهد...

Oct 09 ,2008

saeednikbakht

salam azizam merci ke sar zadi zahamt keshidi mamnon
kheili khoshhalam kardi
merci golam

Oct 09 ,2008

melanie

khob hosele nadasham 1 chi goftam...
ehhhhhhhhhhh
sooq sooq

Oct 09 ,2008

javad1980

mer30 man khobam dadashi

Oct 09 ,2008

melanie

saaaaaaaaaaalam mamareza...
sooq sooq khodeti!!!

Oct 09 ,2008

ghazal2008

are dige madreseha shooroo shode kamtar miyaym

Oct 09 ,2008

sokoot01

دکتر شریعتی :«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!... چند سالی گذشت. یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در

Oct 09 ,2008

morvarid007


دلایلی برای خوشحال بودن :‌
1. داشتن دوست خوبی مثل من
2. داشتن دوستی مثل من
3. فقط داشتن من
4. داشتن من
5. من



Oct 09 ,2008

rainy

شعری که جوشید ازدلم ،اینبار باشد مال تو
احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو
از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم
پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو
باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ...
قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو
چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن
حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو
جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد
قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو

Oct 09 ,2008

khodemoni

سلام محمد رضا جون از متن زيبات ممنونم
در ضمن اسمت هم كه هم اسم منه
مواظب اسمت باش عزيزم

Oct 08 ,2008

carzygirl10

salam azizam az cme ghashanet mamnon

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

omidvaram kami az bi marefatimo jobran karde basham
bazam mazerat mikham sharmande bebakhshid
merci ke mano faramosh nakardi mamnon
ghorbonet beram
kheili mahi golam

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

شانهايت را براي گريه كردن دوست دارم
بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

يكديگر را دوست بداريد . اما از عشق زنجير مسازيد
بگذاريد عشق همچون درياي مواج ميان ساحلهاي جانتان در تموج واهتزاز باشد
جامهاي يكديگر را پركنيد اما از يك جام منوشيد
از نان خود به يكديگر بدهيد اما هر دو از يك قرص نان تناول مكنيد
به شادماني با هم برقصيد وآواز بخوانيد اما بگذاريد هريك براي خود تنها باشيد
همچون سيمهاي عود كه هريك در مقام خودتنها ست . اما همه با هم به يك آهنگ مترنمند
دلهايتان را به هم بسپاريد اما به اسارت يكديگر ندهيد
زيرا تنها دست زندگي است كه مي تواند دلهاي شما را در خود نگاه دارد
در كنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديك
از آنكه ستونهاي معبد به جدايي بار بهتر كشند
وبلوط و سرو در سايه هم به كمال ورويش نرسند.

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

اگه امشب خوابت نمي بره ستاره ها را بشمار اگه كم اومد قطره هاي بارونا رو بشمار اگه بند اومد به عشق من فكر كن چون نه كم مي ياد نه بند مي ياد

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

عشق را باور كنم يا نه؟
تو واسم هميشه عشقي
بودن همه عشقه
من تو رو باور دارم
پس عشقو هم مي تونم باور كنم

Oct 08 ,2008

saeednikbakht


عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

عشق چون پروانه است كه اگر سفت بگيريش له مي شه
اگه شل بگيري مي گريزد....

Oct 08 ,2008

saeednikbakht


عشق چون ميوه است ممكن است خوب به نظر آيد
اما تا زمانيكه نرسيده آن را گاز نزن

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

عشق آن نيست كه با معشوق در زير باران قدم بزنيد.
آن است كه چتري شوي تا او نفهمد كه :
چرا خيس نشد.

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

دوست داشتن مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هرچي بيشتر بموني سخت تر جدا ميشي واگر هم جدا شدي باز رد پاهات باقي ميمونه

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

هرگز عشق را گدايي نکنيد زيرا هيچگاه چيز با ارزشي به گدا داده نمي شود

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

مهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگي کنيم* مهم اين است که چند لحظه بهاري زندگي کنيم. يادمان باشد عمر کوتاه است * مثل گلهاي بهاري و در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه کنيم و همه ي ناگفته هاي مهرآميز يک عمر را در چند ثانيه به هم بگوييم..

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

دلم هميشه مي خواست غزلي بگويم که اخرين بيتش..
آخرين پلک خواب الوده تو باشد....
امشب ولي مي خواهم به جاي حافظ با ديوان چشمان تو فال بگيرم..
پلک که مي زني ورق ورق غزل تازه زاده مي شود..
اخرين برگ ديوان چشمان تو کجاست؟؟؟
پلک بزن من غزل تازه مي خواهم///.........

Oct 08 ,2008

saeednikbakht

بهره ما از زندگي به اندازه عشقي است كه ايثار مي كنيم نه به اندازه معشوقي كه بدست مي آوريم .

عاشق واقعي كسي است كه معشوق خود را آزاد مي گذارد تا خودش باشد . در عشق اجباري نيست . عشق يعني امكان انتخاب به معشوق دادن .

براي آنكه كسي يا چيزي را بدست آوري رهايش كن !

Oct 08 ,2008

error.webzzz.com
19 years old
Iran, Islamic Republic of
زبان ها: English | فارسی
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License