|
دفتر مهمان
sueعید قربان مبارک. Dec 08 ,2008 sueده اندرز از اورت . دبلیو . لرد Nov 27 ,2008 sueزندگی به مرگ گفت: Nov 25 ,2008 sue Nov 25 ,2008 monfaredیاد عشق پاکت و چشمان مهربانت، تمام وجودم را فراگرفته. قلبم تو را میخواهد ودیگر هیچ طاقتی برایم باقی نمانده، دلتنگ دیدار تو هستم. Nov 22 ,2008 vahid_kingsalam be shoma Nov 20 ,2008 baranebarfinپنهان کردنِ احساساتت ، بزرگترین خیانت است ؛ به خودت و همه ی آنهایی که دوستشان میداری یا نمیداری. Nov 12 ,2008 shokolateshirikheyli sakhte k bebini y ahoo asire panjehaye ye shir shode vali kheili sakht tare ke bebini ye shir asire cheshmaye ye ahoo shode Nov 03 ,2008 anastaziaچقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! Nov 03 ,2008 suesalaaaaaaaaaaam dadashe golam. Oct 28 ,2008 sueواقعا که عجب روزگاریه !!!! Oct 28 ,2008 kimiaسن اش زياد نبود . صورتش كك و مكي بود و قدش در حدود دو متر . موهاي زردي داشت كه هميشه باعث مورد تمسخر قرار گرفتن ديگران مي شد . Oct 26 ,2008 morvarid007
Oct 24 ,2008 sueهر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد . بزرگمهر بختگان Oct 24 ,2008 sueکشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی داخل یک چاه بدون آب مي افتد . کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از داخل چاه بیرون بیارورد . برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد ، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زود تر بمیرد و زیاد زجر نکشد . مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکاند و زیر پايش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می آمد سعی میکرد بر روی خاک ها برود . روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و بیرون آمد . Oct 23 ,2008 monfaredیادت می آید، داستان زندگیم را... Oct 22 ,2008 asal368سلام اينجوري كه نوشتي 9 روز ديگه تولدته از همين الان پيشا پيش تولدتو تبريك ميگم باي... Oct 22 ,2008 princessزندگی؛ Oct 14 ,2008 saeedehمن که باورم نمیشه Oct 14 ,2008 sueیه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه! نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون... Oct 14 ,2008 mdsfسلام داشي Oct 13 ,2008 mehran2amآبستنيم Oct 13 ,2008 sokoot01الهي خنده هات از ته دل / گريه هاي از سرشوق و هيچ غروبي برات با غم نباشه Oct 12 ,2008 sokoot01نميدونم چرا حرف I (من) , (تو) u در حروف انگليسي اين همه از هم فاصله دارن .ولي امروز يه جا رو پيدا کردم که پهلوي هم هستن هميشه..ميدوني کجا ؟؟ روي صفحه کليد کامپيوتر Oct 12 ,2008 sokoot01به انسانها بيش از استحقاقشان محبت کنيد تاخداوند از پشت چشمان تو به آنها لبخند بزند Oct 12 ,2008 sokoot01سلام کليد رابطه هاست.آنکه اين کليد را گم کند در تنهايي وحشتناک و شکننده اي مي ماند. Oct 12 ,2008 sokoot01خداوند عز و جل ميفرمايد: بنده ي من:هنگامي که نمازميخواني چنان به تو گوش ميدهم که گويي يک بنده دارم.وتو چنان ازمن غافلي که گويي چندين خدا داري. Oct 12 ,2008 sokoot01انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته . بنگر به طرف کدام يک مي روي . Oct 12 ,2008 sokoot01شاد كردن قلبي با يك عمل ، بهتر از هزاران سر است كه به نيايش خم شده باشد ! "گاندي Oct 12 ,2008 sokoot01انسان هنگامي كه ميل به اوجگرفتن را حس ميكند، هرگز راضي نميشود لنگانلنگان راه برود. "هلن كلر" Oct 12 ,2008 sokoot01خدا به انسان دو چشم ولي يك زبان عطا كرده است تا دو برابر آنچه را كه مي گويد به چشم ببيند (ادموند گولدين) Oct 12 ,2008 sokoot01ز همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است. Oct 12 ,2008 sokoot01خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: Oct 12 ,2008 sokoot01اگر ما نبودیم.........شیطان هنوز آسمان نشین بود ..... Oct 12 ,2008 sokoot01فراتر از بال Oct 12 ,2008 mo30نمیدانم... Oct 12 ,2008 morvarid007
Oct 12 ,2008 seshishsalaaaaaaaaaaaaaam Oct 11 ,2008 bekرشته های مخصوص اقایون: Oct 11 ,2008 zarrinkhanoomin zarbolmasale jadide tolide khodame yani hame midonan gol khobe khoshgel o ....... pas niazi be tarif az khodam nist ok? Oct 11 ,2008 bekمي خواستم اگه امکانش هست اگه ميشه . بدون رو دربايستي ازتون نظر خواهي کنم. ببينم که آيا شما با من زير يک سقف ، زير چتر محبت ، زير سايه مهرباني ، منچ بازي مي کني يا مار و پله ؟!! Oct 10 ,2008 sueدنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم منو بده...“ دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“ دنیا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“!! Oct 10 ,2008 sueميگن سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:زمان، کلمات و موقعيت ها.سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:آرامش، اميد و صداقت.سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:رؤيا ها، موفقيت و شانس.سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.سه چيز در زندگي يک انسان را مي سازند:تلاش، اخلاص و موفقيت.سه چيز در زندگي يک انسان را نابود مي کنند:مشروب، غرور و خشم Oct 10 ,2008 p0oo0yaسلام دوست من وبلاگم آپدیت شد ایندفه چندتا زنگ واسه موبایل گذاشتم که تو سبکه کلاسیکه Oct 09 ,2008 saeednikbakhtمي خواهم امشب از ماه قول بگيرم Oct 09 ,2008 saeednikbakhtماه من غصه چرا ؟ Oct 09 ,2008 saeednikbakhtساده بگویم Oct 09 ,2008 saeednikbakhtعشق من شعر و شراب عشق تو نقش بر اب عشق تو يک گل زرد دستايي که سرد سرد عشق من مثل جنون ابي رنگ اسمونه مثل يک ماهي به درياست عشق من ببين چه زيباست Oct 09 ,2008 saeednikbakht*)خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من*ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت. Oct 09 ,2008 saeednikbakhtاگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم.... Oct 09 ,2008 saeednikbakhtاری اغاز دوست داشتن است Oct 09 ,2008 saeednikbakhtيک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم. Oct 09 ,2008 saeednikbakhtآرزویم اینست : Oct 09 ,2008 saeednikbakhtsalam azizam merci ke sar zadi zahamt keshidi mamnon Oct 09 ,2008 sokoot01دکتر شریعتی :«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!... چند سالی گذشت. یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در Oct 09 ,2008 morvarid007
Oct 09 ,2008 rainyشعری که جوشید ازدلم ،اینبار باشد مال تو Oct 09 ,2008 khodemoniسلام محمد رضا جون از متن زيبات ممنونم Oct 08 ,2008 saeednikbakhtomidvaram kami az bi marefatimo jobran karde basham Oct 08 ,2008 saeednikbakhtشانهايت را براي گريه كردن دوست دارم Oct 08 ,2008 saeednikbakhtيكديگر را دوست بداريد . اما از عشق زنجير مسازيد Oct 08 ,2008 saeednikbakhtاگه امشب خوابت نمي بره ستاره ها را بشمار اگه كم اومد قطره هاي بارونا رو بشمار اگه بند اومد به عشق من فكر كن چون نه كم مي ياد نه بند مي ياد Oct 08 ,2008 saeednikbakhtعشق را باور كنم يا نه؟ Oct 08 ,2008 saeednikbakht
Oct 08 ,2008 saeednikbakhtعشق آن نيست كه با معشوق در زير باران قدم بزنيد. Oct 08 ,2008 saeednikbakhtدوست داشتن مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هرچي بيشتر بموني سخت تر جدا ميشي واگر هم جدا شدي باز رد پاهات باقي ميمونه Oct 08 ,2008 saeednikbakhtمهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگي کنيم* مهم اين است که چند لحظه بهاري زندگي کنيم. يادمان باشد عمر کوتاه است * مثل گلهاي بهاري و در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه کنيم و همه ي ناگفته هاي مهرآميز يک عمر را در چند ثانيه به هم بگوييم.. Oct 08 ,2008 saeednikbakhtدلم هميشه مي خواست غزلي بگويم که اخرين بيتش.. Oct 08 ,2008 saeednikbakhtبهره ما از زندگي به اندازه عشقي است كه ايثار مي كنيم نه به اندازه معشوقي كه بدست مي آوريم . Oct 08 ,2008 |
|
|